آیا وکیل ماده ۱۸۷ (قوه قضاییه) با وکیل کانون وکلا فرقی دارد؟

آیا وکیل ماده ۱۸۷ با کانون وکلا فرق دارد؟ (راهنمای انتخاب درست و بدون سانسور)

ماجرای مهریه سارا و آن تماس تلفنی نصفه‌شب

راستش را بخواهی، از هر ده نفری که برای مشاوره حقوقی پیش من می‌آیند، حداقل هشت نفرشان وسط حرف‌هایشان یک مکثی می‌کنند و با کمی نگرانی می‌پرسند: «فلانی، این وکیلی که پیدا کردم مال قوه قضاییه است، نکند کارم گیر کند؟» یا مثلا می‌گویند: «پسرخاله‌ام گفته فقط برو سراغ وکیل کانون، بقیه وکیل واقعی نیستند!»

بگذار یک خاطره برایت تعریف کنم. چند سال پیش، یکی از دوستانم به نام سارا درگیر یک پرونده به‌شدت پیچیده طلاق و مطالبه مهریه شده بود. اوضاع روحی‌اش اصلا تعریفی نداشت. یک شب، ساعت از دوازده گذشته بود که با من تماس گرفت. صدای نفس‌نفس زدنش از پشت خط می‌آمد. گفت: «پیدا کردم! یک وکیل خیلی مسلط و جوان پیدا کردم که حق‌الوکاله‌اش هم منصفانه است. اما... اما عمویم می‌گوید پروانه‌اش برای ماده ۱۸۷ است. می‌گوید این‌ها کارمند دادگستری‌اند، وکیل نیستند! فردا دادگاه دارم، می‌ترسم گند بزند به پرونده‌ام. قراردادش را فسخ کنم؟»

همان‌جا زدم زیر خنده. نه اینکه خنده‌دار باشد، اتفاقا استرس سارا کاملا طبیعی بود. اما این حجم از شایعات عجیب و غریب در بازار وکالت ایران واقعا آدم را شگفت‌زده می‌کند. خب، ببین، به سارا گفتم که آرام باشد و به هیچ وجه قراردادش را فسخ نکند. وکیل او یک فرد کاملا قانونی و دارای صلاحیت بود. سارا با همان وکیل پیش رفت و اتفاقا پرونده مهریه‌اش را با یک استراتژی فوق‌العاده در توقیف اموال پیروز شد.

اما این ترس از کجا می‌آید؟ چرا مردم اینقدر بین وکیل کانون و وکیل دادگستری تفاوت قائل می‌شوند؟ بیا یک بار برای همیشه این کلاف سردرگم را باز کنیم.

کانون وکلا؛ کلوپ قدیمی، مغرور و مستقل

واقعیت این است که کانون وکلای دادگستری ایران قدمتی به اندازه تاریخ دادگستری نوین ما دارد. این نهاد دهه‌هاست که وجود دارد و همیشه روی یک کلمه به شدت پافشاری کرده است: استقلال.

یعنی... منظورم از مستقل این است که کانون وکلا بودجه‌اش را از دولت نمی‌گیرد، پروانه وکلایش را خودش صادر می‌کند و دادسرای انتظامی خودش را دارد. وکلای کانون به این استقلال به شدت افتخار می‌کنند. آن‌ها معتقدند وکیلی که قرار است فردا روزی از یک شهروند در برابر یک نهاد دولتی دفاع کند، نباید پروانه‌اش توسط خود حاکمیت یا قوه قضاییه صادر شده باشد. منطق قشنگی است، نه؟ به نظرم این استقلال ساختاری باعث شده وکلای کانون یک جور پرستیژ و غرور خاصی داشته باشند.

در گذشته، کانون وکلا تنها مرجع صدور پروانه بود. این یعنی انحصار کامل. ظرفیت پذیرش به‌شدت پایین بود. نتیجه چه شد؟ تعداد وکلا کم بود، دسترسی مردم عادی به وکیل سخت بود و حق‌الوکاله‌ها سر به فلک می‌کشید. اگر یک مشکل ملکی پیدا می‌کردی، گاهی باید نصف ارزش ملکت را می‌دادی تا یک وکیل کانون قبول کند پرونده‌ات را دست بگیرد.

وکیل ماده ۱۸۷ اصلا از کجا پیدایش شد؟

اواخر دهه هفتاد، سیستم قضایی کشور در حال انفجار بود. پرونده‌ها روی هم تلنبار شده بودند و مردم پولی برای گرفتن وکیل نداشتند. این‌جا بود که دولت وقت در برنامه سوم توسعه، یک ماده قانونی جنجالی به نام «ماده ۱۸۷» تصویب کرد.

این ماده به قوه قضاییه اجازه می‌داد تا خودش مستقیما دست به کار شود، آزمون برگزار کند و به فارغ‌التحصیلان حقوق، پروانه مشاوره حقوقی و وکالت بدهد. هدف این بود که انحصار کانون شکسته شود، تعداد وکلا بالا برود و هزینه خدمات حقوقی برای مردم عادی معقول‌تر شود.

تولد «مرکز وکلای قوه قضاییه» یا همان وکلای ماده ۱۸۷، مثل زلزله در جامعه حقوقی بود. وکلای قدیمی کانون به شدت اعتراض کردند. می‌گفتند این کار استقلال نهاد وکالت را زیر سوال می‌برد. اما برای مردمی که دنبال یک وکیل برای گرفتن حقشان بودند، این حرف‌ها خیلی مهم نبود؛ آن‌ها فقط یک مدافع کاربلد و خوش‌قیمت می‌خواستند. کم‌کم وکلای ماده ۱۸۷ وارد دادگاه‌ها شدند و امروز بخش عظیمی از پرونده‌های کشور توسط همین افراد مدیریت می‌شود.

هفت‌خوان رستم: آزمون‌ها و مصاحبه‌های عقیدتی

یک شایعه بسیار احمقانه در بین مردم هست که می‌گویند: «آزمون ماده ۱۸۷ آبکی است، هر کسی قبول نشد کانون، می‌رود ۱۸۷!»

بیا رو راست باشیم، این حرف شاید بیست سال پیش کمی تا قسمتی درست بود، اما الان؟ یک دروغ محض است. هر دو آزمون به شدت سخت، فرسایشی و روان‌خردکن هستند. من دوستانی دارم که ماه‌ها در خانه حبس شده‌اند، روزی ده ساعت تست حقوق مدنی و آیین دادرسی زده‌اند و باز هم در هر دو آزمون رد شده‌اند.

آزمون کانون وکلا یک رقابت تستی وحشتناک است. سوالات به شدت اختلافی و تحلیلی هستند. اما مرکز وکلای قوه قضاییه (ماده ۱۸۷) یک غول مرحله آخر دیگر هم دارد: مصاحبه شفاهی و عقیدتی. شما اگر در آزمون تستی ۱۸۷ رتبه یک هم بشوید، باید از سد یک مصاحبه سخت علمی، روانشناسی و عقیدتی-سیاسی بگذرید. خیلی‌ها در همین مرحله مصاحبه ریزش می‌کنند. بنابراین، اگر وکیلی روبروی شما نشسته و پروانه ۱۸۷ دارد، مطمئن باشید که حسابی عرق ریخته تا به آن صندلی رسیده است.

دوران کارآموزی؛ دویدن در راهروهای دادگاه

بعد از قبولی، تازه اول بدبختی است! هر دو گروه باید دوره کارآموزی را طی کنند. چیزی حدود ۱۸ ماه (گاهی بیشتر) باید مثل یک سایه دنبال یک وکیل سرپرست راه بیفتند.

کارآموزان کانون و کارآموزان ماده ۱۸۷ هر دو باید در دادگاه‌ها حاضر شوند، از جلسات رسیدگی گزارش بنویسند و در کلاس‌های آموزشی شرکت کنند. راستی، در این دوران حق‌الوکاله‌ای که می‌توانند بگیرند محدود است و حق ورود به یک سری پرونده‌های سنگین مثل قتل یا طلاق‌های خیلی پیچیده را ندارند (مگر با امضای وکیل سرپرست). وقتی در راهروی دادگاه‌های خانواده یا مجتمع‌های قضایی قدم می‌زنی، کارآموزان هر دو نهاد را می‌بینی که با پرونده‌های قطور زیر بغل، با استرس از این شعبه به آن شعبه می‌دوند. آنجا دیگر کسی نمی‌پرسد تو از کانونی یا از مرکز؛ همه در یک قایق هستند.

پایه یک و پایه دو؛ این بازی‌ها یعنی چه؟

این یکی از همان جاهایی است که خیلی‌ها را گیج می‌کند. در گذشته‌های نه چندان دور، وکلای کانون بعد از کارآموزی و قبولی در آزمون اختبار، مستقیما «وکیل پایه یک» می‌شدند. اما وکلای ماده ۱۸۷ بعد از کارآموزی می‌شدند «وکیل پایه دو».

وکیل پایه دو محدودیت داشت. مثلا نمی‌توانست پرونده‌هایی که مرجع تجدیدنظر آن‌ها دیوان عالی کشور بود را قبول کند. باید دو سال دیگر صبر می‌کرد، دوباره امتحان می‌داد تا پایه یک بشود. این موضوع باعث شده بود مردم فکر کنند وکلای ۱۸۷ سواد کمتری دارند یا قدرتشان در دادگاه کمتر است.

اما خبر خوب؟ الان دیگر این بازی‌ها تمام شده. قوانین تغییر کرده است. امروزه، کارآموزان مرکز وکلای قوه قضاییه (۱۸۷) هم بعد از پایان دوره کارآموزی و موفقیت در امتحانات نهایی، مستقیما پروانه وکیل پایه یک دادگستری می‌گیرند. یعنی از نظر صلاحیت حضور در مراجع قضایی، هیچ تفاوتی، تکرار می‌کنم، هیچ تفاوتی با وکیل کانون ندارند. هر دو می‌توانند تا بالاترین سطح دیوان عالی کشور از شما دفاع کنند.

حدود اختیارات و ماجرای شکایت انتظامی

خب، فرض کنیم شما با یک وکیل قرارداد بسته‌اید. حدود اختیارات وکیل در وکالت‌نامه مشخص می‌شود. فرقی نمی‌کند وکیل کانون باشد یا قوه قضاییه، او فقط در چارچوبی که شما در فرم وکالت‌نامه (الکترونیکی) تیک زده‌اید حق دخالت دارد.

اما یک سوال مهم: اگر وکیل تخلف کرد چه؟ اگر حق‌الوکاله را گرفت و در جلسه دادگاه حاضر نشد یا به ضرر شما با طرف مقابل تبانی کرد، کجا باید شکایت کنید؟

اینجا مسیرها جدا می‌شود. اگر وکیل شما مال کانون وکلا باشد، باید به «دادسرای انتظامی کانون وکلا» در همان استان مراجعه کنید. آنجا وکلای پیشکسوت به تخلف همکارشان رسیدگی می‌کنند. اما اگر وکیل شما پروانه ماده ۱۸۷ داشته باشد، باید به دادسرا و دادگاه انتظامیِ خود «مرکز وکلای قوه قضاییه» شکایت کنید. خیلی‌ها معتقدند چون مرکز وکلا زیر نظر نهادهای نظارتی خود قوه قضاییه (مثل حفاظت اطلاعات) است، در برخورد با تخلفات وکلای خودش بسیار سخت‌گیرتر و بدون تعارف‌تر عمل می‌کند.

جدول مقایسه بی‌تعارف کانون و مرکز وکلا

برای اینکه گیج نشوی، تمام این حرف‌هایی که زدیم را در یک جدول ساده خلاصه کردم. فقط یک نگاه به آن بینداز تا دستت بیاید داستان از چه قرار است:

ویژگی‌ها وکیل کانون وکلا (قدیمی‌ها) وکیل ماده ۱۸۷ (مرکز وکلا)
نهاد صادرکننده پروانه کانون وکلای دادگستری (مستقل) مرکز وکلای قوه قضاییه
میزان استقلال از سیستم قضایی بسیار بالا تحت نظارت رئیس قوه قضاییه
مراحل پذیرش آزمون تستی به‌شدت سخت آزمون تستی سخت + مصاحبه عقیدتی و روانشناسی
صلاحیت حضور در دادگاه‌ها (پایه یک) تمامی مراجع تا دیوان عالی کشور تمامی مراجع تا دیوان عالی کشور (دقیقا برابر)
مرجع رسیدگی به شکایات از وکیل دادسرای انتظامی کانون وکلا دادسرای انتظامی مرکز وکلا

بیا رو راست باشیم؛ بالاخره کدام را انتخاب کنیم؟

رسیدیم به مهم‌ترین بخش ماجرا. نظر شخصی من چیست؟ من سال‌ها در این سیستم کار کرده‌ام، با وکلای زیادی هم‌کلام بوده‌ام و روی سایت‌های حقوقی کار کرده‌ام. به نظرم اصلا و ابدا مهم نیست که آرم روی پروانه وکیل شما، آرم کانون باشد یا مرکز وکلای قوه قضاییه.

من وکلای کانونی دیده‌ام که آنقدر مغرور بوده‌اند که حتی جواب تلفن موکل را شب قبل از دادگاه نمی‌دادند. از آن طرف، وکلای جوانِ ماده ۱۸۷ دیده‌ام که برای پیدا کردن یک راه در رو در قانون، تا صبح پلک روی هم نگذاشته‌اند و با چنگ و دندان حق موکل را گرفته‌اند. برعکسش هم صادق است؛ وکلای پخته و بی‌نظیری در کانون داریم که با یک لایحه دو صفحه‌ای، رای قاضی را برمی‌گردانند، و وکلای ۱۸۷ بی‌تجربه‌ای هم دیده‌ام که در دادگاه دست و پایشان را گم می‌کنند.

چیزی که سرنوشت پرونده شما را تعیین می‌کند، نهاد صادرکننده پروانه نیست، شخصیت، وجدان کاری و سواد حقوقی خودِ آن وکیل است.

وقتی برای مشاوره روبروی یک وکیل می‌نشینی، به جای چک کردن آرم پروانه‌اش، این موارد را بسنج:

  • آیا با دقت به حرف‌هایت گوش می‌دهد یا وسط حرفت می‌پرد؟
  • آیا فقط وعده صد درصد پیروزی می‌دهد؟ (وکیل واقعی هیچ‌وقت قول صددرصد نمی‌دهد).
  • آیا حق‌الوکاله‌اش را شفاف و روشن در قرارداد می‌نویسد؟
  • آیا در حوزه مشکل تو (مثلا خانواده، ملکی، سفته) تخصص و تجربه دارد؟

اگر وکیلی پیدا کردی که به این سوالات پاسخ مثبت می‌داد، به او اعتماد کن. بگذار دعوای بین کانون و ماده ۱۸۷ در همان همایش‌های حقوقی و بین خودشان بماند. تو فقط به کسی نیاز داری که در روز سخت دادگاه، محکم پشتت بایستد.


سوالاتی که همیشه در دلتان می‌ماند (سوالات متداول)

آیا قاضی‌ها در دادگاه به وکلای ماده ۱۸۷ بیشتر اهمیت می‌دهند چون از خود قوه قضاییه هستند؟
خیر، این یک تصور کاملا اشتباه است. قاضی در دادگاه فقط به مستندات، مدارک و لایحه‌ای که وکیل ارائه می‌دهد توجه می‌کند. یک لایحه ضعیف از سوی وکیل ۱۸۷، هرگز بر یک دفاعیه قوی از سوی وکیل کانون برتری ندارد. قاضی‌ها به سواد وکیل احترام می‌گذارند، نه به پروانه‌اش.
آیا حق‌الوکاله وکلای ماده ۱۸۷ ارزان‌تر از وکلای کانون است؟
در عمل چنین چیزی وجود ندارد. حق‌الوکاله بر اساس توافق طرفین تعیین می‌شود. ممکن است یک وکیل برند و معروفِ ماده ۱۸۷، حق‌الوکاله‌ای به مراتب بیشتر از یک وکیل تازه‌کارِ کانون از شما طلب کند. همه‌چیز به تجربه، شهرت و سختی پرونده بستگی دارد.
برای شکایت از دولت یا شهرداری، بهتر است وکیل کانون بگیریم؟
برخی از مردم از نظر روانی احساس می‌کنند برای شکایت از نهادهای دولتی، وکیل مستقل کانون گزینه‌ای امن‌تر است. اما در واقعیت، روزانه هزاران وکیل ماده ۱۸۷ در دیوان عدالت اداری علیه سازمان‌های دولتی رای به نفع موکلان خود می‌گیرند. تخصص در امور اداری مهم‌تر از نوع پروانه است.
آیا وکلای دادگستری (ماده ۱۸۷) کارمند دولت محسوب می‌شوند؟
به هیچ وجه. آن‌ها کارمند دولت نیستند، حقوق بگیر قوه قضاییه نیستند و استخدام جایی در نیامده‌اند. آن‌ها دقیقا مانند وکلای کانون، شغل آزاد دارند و درآمدشان صرفا از طریق حق‌الوکاله‌ای است که از موکلین خود دریافت می‌کنند.
اگر وکیلم در اواسط پرونده جواب تلفنم را نداد، چه کار کنم؟
اول از طریق ارسال اظهارنامه رسمی از او بخواهید که گزارش کار به شما بدهد. اگر باز هم امتناع کرد و متوجه شدید در انجام وظایفش کوتاهی کرده، می‌توانید بسته به نوع پروانه وکیل، به دادسرای انتظامی کانون وکلا یا دادسرای انتظامی مرکز وکلای قوه قضاییه مراجعه کرده و طرح شکایت کنید.