وظیفه وکیل در قبال ابلاغیههای سامانه ثنا چیست؟
وظیفه وکیل در قبال ابلاغیههای سامانه ثنا چیست؟ | راهنمای کامل و عملی
- سامانه ثنا دقیقاً چیست و چرا برای وکلا اینقدر حیاتی شده؟
- یک نگاه کوتاه به سیر تحول ابلاغ از کاغذ تا الکترونیک
- از چه لحظهای ابلاغ در ثنا «قانونی» و «قطعی» محسوب میشود؟
- وظیفه اصلی وکیل: رصد مداوم، نه چککردن گاهبهگاه
- تفاوت مسئولیت وکیل با موکل در قبال ابلاغیههای ثنا
- اگر وکیل ابلاغیه را نبیند چه میشود؟ مسئولیت حقوقی و انتظامی
- مهلتهای قانونی؛ چرا یک روز تاخیر میتواند پرونده را نابود کند
- جدول مهلتهای رایج پس از ابلاغ الکترونیکی
- انواع ابلاغیههایی که وکیل باید بیشتر از همه مراقبشان باشد
- چکلیست عملی برای مدیریت حرفهای اعلانهای ثنا
- اشتباهات رایجی که وکلا در برخورد با ابلاغیههای الکترونیکی مرتکب میشوند
- نقش منشی دفتر و همکاران در پایش سامانه ثنا
- وکیل در برابر موکل چه دفاعی دارد اگر واقعاً غفلت نکرده باشد؟
- استفاده از ابزارهای کمکی و مدیریت پرونده برای کاهش ریسک ثنا
- کلام آخر
- سوالات متداول
سامانه ثنا دقیقاً چیست و چرا برای وکلا اینقدر حیاتی شده؟
راستش را بخواهی، یادم میآید همان اوایل که سامانه ثنا جدیجدی وارد کار وکالت شد، خیلی از همکاران قدیمیتر با بیمیلی نگاهش میکردند. انگار یک مهمان ناخوانده بود که قرار بود روال چند دهسالهی ابلاغ کاغذی و مامور ابلاغ و مهر و امضا را بهم بریزد. یکی از استادان دوران کارآموزیام همیشه میگفت «من به این صفحهها اعتماد ندارم، کاغذ دستت باشد بهتر است». اما خب، اینطور نشد؛ سامانه ثنا ماند، جا افتاد و امروز تبدیل شده به یکی از ستونهای اصلی نظام قضایی الکترونیک ایران.
به زبان ساده، ثنا مخفف «ثبت نام الکترونیکی قضایی» است. این سامانه پل ارتباطی میان قوه قضاییه از یک طرف، و وکلا، اصحاب دعوا، کارشناسان رسمی دادگستری و حتی گاهی شهود از طرف دیگر است. هر برگهای که قبلاً قرار بود با پیک یا مامور ابلاغ به دستتان برسد، حالا در حساب کاربری ثنا بارگذاری میشود و به محض ثبت، پیامکی کوتاه یا اعلان داخل سامانه به شما خبر میدهد.
برای وکیل دادگستری، ثنا فقط یک ابزار اداری نیست؛ به نظرم میشود گفت جزئی از دفتر کار روزمرهاش شده، درست مثل پروندههای روی میز یا تقویم جلسات دادگاه. اخطاریه، دعوت به جلسه، ابلاغ رای، اجراییه، درخواست ارسال لایحه، همه و همه از همین یک پنجره عبور میکنند. و دقیقاً همین تمرکز است که هم کار را ساده کرده و هم، اگر غفلت شود، خطرناک؛ چون همهی تخممرغها در یک سبد قرار گرفتهاند.
به نظرم یکی از دلایلی که ثنا اینقدر جا افتاد، سرعت آن بود. دیگر لازم نبود موکل یا وکیل هفتهها منتظر بماند تا مامور ابلاغ سر بزند، آدرس اشتباه باشد، یا برگه در پستخانه گم شود. اما همین سرعت، یک تیغ دولبه هم هست؛ چون همان سرعتی که کار را جلو میبرد، مهلتها را هم زودتر شروع میکند.
یک نگاه کوتاه به سیر تحول ابلاغ از کاغذ تا الکترونیک
خب، ببین، برای اینکه بفهمیم چرا این مسئولیت اینقدر روی دوش وکیل سنگینی میکند، بد نیست کمی به عقب برگردیم. قبل از ثنا، ابلاغ یعنی مامور ابلاغ، یعنی برگهای که با امضای گیرنده تحویل داده میشد، یا در نبود او به همسایه یا خویشاوند سپرده میشد. این روش، با همهی کندیاش، حداقل یک مزیت داشت: یک نفر واقعی جلوی در میایستاد و میگفت «این برگه را بگیرید».
با ورود ابلاغ الکترونیک، این واسطهی انسانی حذف شد. حالا مسئولیت دیدن برگه، کاملاً روی دوش خود مخاطب افتاده. این تغییر، از نظر اداری قدمی رو به جلو بود، اما از نظر روانشناسی حرفهای، یک بار روانی تازه هم به وکلا اضافه کرد؛ چون دیگر نمیشد گفت «من ابلاغیه را ندیدم چون کسی درِ خانهام نیامد».
از چه لحظهای ابلاغ در ثنا «قانونی» و «قطعی» محسوب میشود؟
این بخش را باید با دقت بخوانی چون خیلی از دعواهای بعدی سر همین نکته شکل میگیرد. طبق رویهی جاری، وقتی برگهای در حساب کاربری ثنای وکیل یا موکل بارگذاری میشود، از لحظهی مشاهدهی آن برگه توسط کاربر، ابلاغ واقعی محقق شده تلقی میگردد. اما نکتهی مهمتر اینجاست: اگر ظرف مدت مشخصی -که معمولاً دو روز کاری در نظر گرفته شده- کاربر وارد سامانه نشود و برگه را باز نکند، سامانه به صورت خودکار آن را «ابلاغشده» ثبت میکند. یعنی چه بخواهی چه نخواهی، چه سرت شلوغ باشد چه نباشد، مهلت شروع میشود.
این همان نقطهای است که خیلیها غافلگیر میشوند. یک بار یکی از همکاران برایم تعریف میکرد که بهخاطر یک سفر کوتاه دو سه روزه، بدون اینکه بخواهد، مهلت تجدیدنظرخواهی موکلش شروع شده بود و او اصلاً خبر نداشت. تا وقتی برگشت و سراغ ثنا رفت، چند روز از مهلت گذشته بود. این را نمیگویم که بترسانمت، فقط بیا رو راست باشیم: نظام ابلاغ الکترونیک منتظر تعطیلات و سفر و بیماری هیچکس نمیماند.
نکتهی دیگری که کمتر به آن توجه میشود، تفاوت میان «ثبت ابلاغیه در سامانه» و «قابلمشاهده شدن آن» است. گاهی به دلیل مشکلات فنی، برگه با تاخیر چند ساعته نمایش داده میشود، اما تاریخ رسمی ابلاغ همچنان همان تاریخ بارگذاری اولیه محاسبه میشود. به همین دلیل توصیه میشود وکیل، در صورت بروز چنین مشکلی، فوراً از طریق دفتر خدمات قضایی یا واحد پشتیبانی ثنا موضوع را مستند کند.
وظیفه اصلی وکیل: رصد مداوم، نه چککردن گاهبهگاه
وظیفهی اول و شاید مهمترین وظیفهی وکیل نسبت به ثنا، چیزی نیست جز یک عادت ساده اما بیوقفه: ورود روزانه و بازبینی حساب کاربری. این حرف شاید کمی تکراری به نظر برسد، ولی واقعیت این است که خیلی از پروندههای از دست رفته، نه بهخاطر ضعف دفاعی وکیل، بلکه صرفاً بهخاطر یک ابلاغیهی دیدهنشده باقی ماندهاند.
وکیل موظف است ثنا را بخشی جداییناپذیر از روتین حرفهایاش بداند، درست مثل چک کردن ایمیل کاری یا مرور تقویم جلسات دادگاه. برخی همکاران ترجیح میدهند صبحها، قبل از هر کار دیگری، اول سری به ثنا بزنند؛ برخی دیگر عصرها این کار را انجام میدهند. فرقی نمیکند چه زمانی، مهم این است که هیچ روزی بدون این بررسی سپری نشود.
و یک نکتهی ظریف دیگر: صرف دریافت پیامک اطلاعرسانی کافی نیست. گاهی پیامک به تاخیر میافتد، گاهی اصلاً به دست وکیل نمیرسد، گاهی هم شماره تغییر کرده و بهروزرسانی نشده. پس تکیهی صرف به پیامک، از نظر من یک اشتباه استراتژیک است، نه یک روش قابل اعتماد. به نظرم بهتر است پیامک را فقط یک زنگ هشدار اضافی در نظر بگیریم، نه منبع اصلی اطلاعرسانی.
یکی از همکاران دفترمان عادت جالبی دارد: هر شب قبل از تعطیل کردن دفتر، یک لیست کوتاه از پروندههای فعال را مرور میکند و کنار هرکدام مینویسد «چک شد» یا «نیاز به پیگیری دارد». شاید ساده به نظر برسد، اما همین کار کوچک، در طول چند سال، او را از چند اشتباه جدی نجات داده.
تفاوت مسئولیت وکیل با موکل در قبال ابلاغیههای ثنا
حالا این سوال پیش میآید که اگر هم وکیل و هم موکل حساب ثنا داشته باشند، مسئولیت روی دوش کیست؟ واقعیت این است که وقتی وکالت رسمی در پرونده ثبت شده باشد، غالب ابلاغیهها اساساً به سمت وکیل هدایت میشوند، نه موکل. قانون فرض را بر این گذاشته که وکیل، بهعنوان فرد متخصص و آگاه به تشریفات دادرسی، مسئول پیگیری امور قضایی پرونده است.
این یعنی موکل نمیتواند بگوید «من ندیدم» چون اصلاً قرار نبوده او ببیند؛ این وکیل است که باید ببیند، بفهمد، و در صورت لزوم موکل را در جریان بگذارد. به همین دلیل، مسئولیت وکیل در این زمینه، هم از نظر حرفهای و هم از نظر اخلاقی، بسیار سنگینتر از مسئولیت یک شهروند عادی است که فقط طرف دعواست.
البته این به آن معنا نیست که موکل کاملاً بیخبر باشد یا نباید حساب ثنای خودش را داشته باشد. توصیهی من همیشه این بوده که موکل هم، حتی اگر وکیل دارد، هر از گاهی سری به حساب خودش بزند؛ صرفاً بهعنوان یک لایهی احتیاطی اضافه، نه جایگزین وظیفهی وکیل.
اگر وکیل ابلاغیه را نبیند چه میشود؟ مسئولیت حقوقی و انتظامی
اینجا میرسیم به بخشی که به نظرم باید با لحن جدیتری از آن حرف زد. اگر وکیل، به هر دلیلی، ابلاغیهای را در ثنا مشاهده نکند و مهلت اعتراض یا تجدیدنظر یا فرجامخواهی از دست برود، معمولاً این اتفاق قابل جبران نیست. دادگاه به این استناد نمیکند که «وکیل ندیده»؛ دادگاه به تاریخ ابلاغ خودکار سامانه استناد میکند و رای بر همین اساس قطعی میشود.
از منظر انتظامی هم قضیه پیچیدهتر میشود. کانون وکلا و مراجع انتظامی، غفلت مکرر یا فاحش وکیل در پیگیری ابلاغیهها را میتواند نوعی قصور شغلی تلقی کند، بهویژه اگر ثابت شود که موکل به دلیل همین غفلت متضرر شده است. در چنین شرایطی، موکل میتواند از وکیل به دلیل تقصیر در انجام وکالت، مطالبهی خسارت کند و پرونده به هیاتهای انتظامی کانون وکلا هم کشیده شود.
شخصاً فکر میکنم این یکی از موضوعاتی است که در آموزش وکلای جوان کمتر به آن پرداخته میشود؛ همه روی فن دفاع و استدلال حقوقی تمرکز دارند، اما کسی نمیگوید که یک کلیک نکردن ساده، میتواند تمام آن استدلال قوی و ماهها زحمت را بیاثر کند. به نظرم این نکته باید جدیتر در دورههای کارآموزی وکالت گنجانده شود.
مهلتهای قانونی؛ چرا یک روز تاخیر میتواند پرونده را نابود کند
در نظام دادرسی ایران، اکثر مهلتهای اعتراضی -از واخواهی گرفته تا تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی- مهلتهای آمره هستند؛ یعنی قابل تمدید نیستند، مگر در موارد استثنایی و با اثبات عذر موجه. حالا وقتی این مهلتها را کنار ابلاغ الکترونیک بگذاری، میبینی که زمان شروع شمارش، دیگر دست خود وکیل نیست، دست سامانه است.
یک نکته که تجربه به من یاد داده: خیلی از وکلا عادت دارند مهلتها را از تاریخ صدور رای حساب کنند، در حالی که مبنای درست، تاریخ ابلاغ واقعی یا ابلاغ قانونی (خودکار) در ثناست. این دو تاریخ میتوانند چند روز، حتی گاهی بیشتر، با هم فاصله داشته باشند. تصور کن رایی در تاریخ اول ماه صادر شده، اما تا وقتی وکیل وارد ثنا نشده و آن را باز نکرده، ابلاغ خودکار شاید چند روز بعد فعال شود. اگر وکیل بر اساس تاریخ صدور محاسبه کند، ممکن است چند روز دیرتر یا زودتر از مهلت واقعی اقدام کند، و هر دو حالت میتواند مشکلساز شود.
یک خاطرهی دیگر هم دارم؛ یکی از دوستان قدیمیام، وکیلی باتجربه در حوزهی خانواده، همیشه تاکید میکرد که فاصلهی یک یا دو روزه در محاسبهی مهلت، شبیه فاصلهی بین برنده و بازنده شدن یک پرونده است. این حرف شاید کمی اغراقآمیز به نظر برسد، اما هرکس چند سال در این کار بوده، حتماً حداقل یک بار طعم تلخ این اشتباه را چشیده.
جدول مهلتهای رایج پس از ابلاغ الکترونیکی
| نوع اقدام | مهلت معمول | مبدا شمارش |
|---|---|---|
| واخواهی نسبت به رای غیابی | ۲۰ روز (داخل کشور) | تاریخ ابلاغ در ثنا |
| تجدیدنظرخواهی | ۲۰ روز (داخل کشور) | تاریخ ابلاغ در ثنا |
| فرجامخواهی | ۲۰ روز (داخل کشور) | تاریخ ابلاغ رای قطعی |
| اعتراض ثالث اجرایی | بدون مهلت ثابت، فوریت عملی دارد | تاریخ اطلاع از اجراییه |
| پاسخ به اخطاریه رفع نقص | معمولاً ۱۰ روز | تاریخ مشاهده یا ابلاغ خودکار |
این ارقام را بهعنوان راهنمای کلی در نظر بگیر، نه یک منبع قطعی برای هر پرونده؛ چون بسته به نوع دادگاه، محل اقامت طرفین (داخل یا خارج از کشور) و نوع رای، ممکن است تفاوتهای جزئی وجود داشته باشد. توصیهی همیشگی من این است که برای هر پرونده، مهلت دقیق را از متن رای یا اخطاریه استخراج کنی، نه از حافظه یا تجربهی پروندههای مشابه.
انواع ابلاغیههایی که وکیل باید بیشتر از همه مراقبشان باشد
همهی ابلاغیهها یک اندازه حساس نیستند. به تجربهی خودم میگویم که چند نوع ابلاغیه هستند که باید با چشم بازتر دیده شوند. اول، ابلاغ رای؛ چون مهلت اعتراض از همانجا شروع میشود. دوم، اخطاریههای رفع نقص دادخواست یا لایحه؛ چون معمولاً مهلت کوتاهی دارند و در صورت بیتوجهی، پرونده ممکن است قرار رد بخورد. سوم، اجراییهها؛ چون اینها معمولاً با ضربالاجلهای اجرایی و گاهی توقیف اموال همراه هستند و تاخیر در آنها هزینهی مالی مستقیم برای موکل دارد.
چهارم، دعوت به جلسهی دادرسی یا کارشناسی؛ غیبت در این جلسات میتواند به ضرر موکل تمام شود، حتی اگر پرونده از نظر ماهوی قوی باشد. و پنجم، ابلاغیههای مربوط به تامین دلیل یا دستور موقت؛ چون اینها معمولاً فوریت بالایی دارند و تاخیر چند ساعته هم میتواند اثرگذار باشد.
چکلیست عملی برای مدیریت حرفهای اعلانهای ثنا
خب بیا کمی کاربردیتر صحبت کنیم. این چند مورد را من از دل تجربهی روزمرهی خودم و همکاران جمع کردهام:
- هر روز، ترجیحاً صبحها، یک نگاه کامل به تمام پروندههای فعال در ثنا بینداز.
- برای هر پرونده مهم، یادداشت جداگانهای از تاریخ ابلاغ و مهلت پایان اعتراض نگهدار؛ روی تقویم یا نرمافزار مدیریت پرونده.
- هیچوقت فقط به پیامک متکی نباش؛ ورود مستقیم به سامانه را جایگزین کن.
- در صورت مسافرت یا مرخصی، از یک همکار یا منشی بخواه بهصورت موقت ثنا را پایش کند.
- بلافاصله پس از مشاهدهی هر ابلاغیه، موکل را (حتی بهصورت پیامکی کوتاه) در جریان بگذار.
- برای پروندههای راکد هم زمان جداگانهای در نظر بگیر؛ همانها معمولاً غافلگیرکنندهترین ابلاغیهها را دارند.
- در صورت بروز مشکل فنی در نمایش برگه، فوراً موضوع را با ذکر تاریخ و ساعت مستند و گزارش کن.
اگر دفتر وکالتت پروندههای زیادی دارد و مدیریت دستی این حجم از اعلانها برایت سخت شده، میتوانی از مشاورههای تخصصی مجموعههایی مثل بهترین وکیل شهر هم کمک بگیری تا سیستم پیگیری پروندههایت را منظمتر کنی.
اشتباهات رایجی که وکلا در برخورد با ابلاغیههای الکترونیکی مرتکب میشوند
یکی از دوستانم که چند سالی است در حوزهی دعاوی ملکی فعالیت میکند، همیشه میگفت بزرگترین اشتباهش این بود که فکر میکرد ثنا مثل ایمیل است -یعنی هر وقت خواستی سر بزن. اما اینطور نیست. ثنا مهلت قانونی تولید میکند، حتی وقتی کسی سراغش نرود.
اشتباه رایج دیگر، سپردن رمز عبور و مدیریت حساب ثنا به دست منشی بدون هیچ نظارتی است. درست است که تفویض کار عملی است، اما نظارت نهایی همچنان باید با خود وکیل باشد. اشتباه سوم هم که کم پیش نمیآید، غفلت از پروندههای راکد یا کماهمیتتر است؛ همان پروندههایی که چون فعلاً خبری از آنها نیست، کمتر چک میشوند، در حالی که دقیقاً همانها ممکن است ناگهان یک اخطاریهی حیاتی دریافت کنند.
اشتباه چهارم، اعتماد بیش از حد به حافظه است. خیلی از وکلا فکر میکنند مهلتهای پروندههای مختلف را به خاطر دارند، در حالی که با افزایش تعداد پروندهها، این حافظه بهسرعت غیرقابل اعتماد میشود. اشتباه پنجم هم که کمتر به آن اشاره میشود، تاخیر در اطلاعرسانی به موکل است؛ حتی اگر وکیل ابلاغیه را بهموقع دیده باشد، اگر موکل را دیر در جریان بگذارد، ممکن است فرصت تصمیمگیری موکل (مثلاً برای ارائهی مدارک جدید) از بین برود.
نقش منشی دفتر و همکاران در پایش سامانه ثنا
در دفاتر بزرگتر، معمولاً یک یا چند نفر مسئول رصد روزانهی ثنا برای تمام پروندهها هستند. این کار، اگر درست تعریف شود، بار زیادی از دوش وکیل اصلی برمیدارد. اما نکته اینجاست که این تفویض اختیار، هرگز مسئولیت نهایی وکیل را از بین نمیبرد. اگر منشی سهلانگاری کند، از نظر قانون همچنان این وکیل است که باید پاسخگو باشد.
پیشنهاد من -و این را از تجربهی چند دفتر موفق دیدم- این است که یک فرم سادهی روزانه طراحی شود: چه پروندههایی چک شدند، چه ابلاغیهای دیده شد، و چه اقدامی لازم است. این کار شاید کمی وقتگیر به نظر برسد، اما در درازمدت از خیلی دردسرها جلوگیری میکند. علاوه بر این، خوب است که هر چند ماه یکبار، خود وکیل هم بهصورت نمونهای چند پرونده را شخصاً بررسی کند تا مطمئن شود روند رصد بهدرستی انجام میشود.
وکیل در برابر موکل چه دفاعی دارد اگر واقعاً غفلت نکرده باشد؟
گاهی پیش میآید که مشکل از سمت وکیل نیست؛ مثلاً سامانه دچار اختلال فنی شده، یا برگه با تاخیر غیرمعمول بارگذاری شده است. در چنین مواردی، وکیل باید بتواند مستنداتی از تلاش خود برای ورود بهموقع به سامانه ارائه دهد؛ مثلاً تاریخچهی ورود به حساب کاربری، یا مکاتبات با پشتیبانی فنی ثنا. نگهداشتن چنین مستنداتی، در صورت بروز اختلاف با موکل یا در جریان رسیدگی انتظامی، میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
به همین دلیل توصیه میکنم وکلا عادت کنند که از صفحات مهم، بهویژه در پروندههای حساس، اسکرینشات با تاریخ و ساعت مشخص بگیرند. این کار شاید کمی وسواسی به نظر برسد، اما در دنیای حقوقی، مستندسازی همیشه بهتر از توضیح شفاهی بعد از وقوع مشکل است.
استفاده از ابزارهای کمکی و مدیریت پرونده برای کاهش ریسک ثنا
امروز خیلی از دفاتر وکالت، بهجای تکیهی صرف به حافظه یا یادداشتهای پراکنده، از نرمافزارهای مدیریت پرونده استفاده میکنند که امکان ثبت یادآور برای مهلتهای قانونی را دارند. این ابزارها میتوانند چند روز قبل از پایان مهلت هشدار بدهند، که خودش یک لایهی امنیتی اضافه در برابر فراموشی است.
البته هیچ نرمافزاری جایگزین بررسی مستقیم ثنا نمیشود؛ این ابزارها صرفاً مکمل هستند، نه جایگزین. اگر بخواهی یک قاعدهی کلی داشته باشی، بگو: ثنا منبع اصلی اطلاعات است، و هر ابزار دیگری فقط برای یادآوری و پشتیبانگیری از آن اطلاعات به کار میرود.
کلام آخر
راستش، وقتی به این موضوع فکر میکنم، همیشه یک نکته برایم جالب بوده: ابلاغ الکترونیک قرار بود کار وکلا را راحتتر کند، و واقعاً هم همینطور شده -دیگر نیازی به دویدن دنبال برگههای کاغذی نیست. اما همین راحتی، یک مسئولیت جدید هم به همراه آورده: هوشیاری مداوم. وکیلی که این هوشیاری را جدی میگیرد، عملاً یکی از مهمترین ریسکهای حرفهای خودش را از بین میبرد و اعتماد موکل را هم، بدون اینکه حتی متوجه شود، هر روز کمی بیشتر جلب میکند.
سوالات متداول
- آیا اگر وکیل به ثنا دسترسی نداشته باشد، ابلاغ باطل میشود؟
- خیر، نداشتن دسترسی یا عدم مراجعهی وکیل، ابلاغ خودکار سامانه را باطل نمیکند؛ مسئولیت ورود و بررسی به عهدهی خود وکیل است.
- اگر موکل و وکیل هر دو حساب ثنا داشته باشند، ابلاغیه به کدامیک ارسال میشود؟
- در پروندههایی که وکالت رسمی ثبت شده، معمولاً اولویت ابلاغ با حساب کاربری وکیل است.
- آیا میتوان به دلیل عدم مشاهدهی ابلاغیه، درخواست تمدید مهلت داد؟
- این کار تنها در موارد اثبات عذر موجه و به تشخیص دادگاه ممکن است پذیرفته شود و قاعدهی کلی نیست.
- آیا سپردن مدیریت ثنا به منشی دفتر، مسئولیت وکیل را کاهش میدهد؟
- خیر، تفویض این کار به منشی صرفاً یک تقسیم وظیفهی عملی است و مسئولیت نهایی همچنان بر عهدهی خود وکیل باقی میماند.
- بهترین زمان برای بررسی روزانهی سامانه ثنا چه موقع است؟
- زمان مشخصی از نظر قانونی تعیین نشده، اما توصیه میشود این کار هر روز و در ساعتی ثابت، مثلاً ابتدای یا انتهای وقت اداری، انجام شود تا به یک عادت حرفهای تبدیل شود.